جعفر شهرى باف
484
طهران قديم ( فارسى )
آب و آبگرفتگى و ( تخته شدن ) « 18 » و مانند آن مىگذاشت و قضيه را لوث مىنمود . از چاله حوضهاى پر كشتار تهران كه همه ساله در آن لا اقل يكى دو تن نابود مىشدند و نعش بيرون مىفرستادند چاله حوض حمامهاى قيصريه ، و حمام كوچه غريبان و ديگرى چاله حوض حمام چهل تن بود كه سرآمد چاله حوضهاى قاتل شمرده شده بود . اگر چه كمتر بازىكن و شناگرى بود كه از اين خوى و خصيصه يعنى عمل همخودبازى و مزاحمت اطفال بر كنار باشد و خود همان بازىهاى آنان بود كه جلب نوجوانان كرده موجب اغفالشان مىشد ، اما با اين همه گاهى هم در ميان آنان بازيكنان چيرهدستى يافت مىشدند كه حيرتانگيز مىآمدند ! انواع شنا از بازىهاى در اين چاله حوضها ، اول شناهائى مانند شناى ( مرغابى ) « 19 » ، ( قورباغه ) « 20 » ( پشت و رو ) « 21 » ، ( چهار دست و پا ) « 22 » ، ( عربى ) « 23 » و ( آبدزدكى ) « 24 » بود كه در سرتاسر چالهحوض به مسابقه مىگذاردند . ديگر شناهاى ( شيرجه ) « 25 » ، ( زيرآبى ) « 26 » ( غواصى ) « 27 » و ( مار آبى ) « 28 » بود كه شرطبندى مىكردند و مدت توقف و اعمال زير آبى و نفسدارى را مسابقه مىگذاشتند . بعد از اينها شناهاى از پشت
--> ( 18 ) . دست و پاى شناگر به هنگام شنا تخته و سفت مىشد و از حركت باز مىماند . ( 19 ) . شنائى كه فقط به وسيله حركت پا ، شناگر را به جلو مىراند و دستها فقط كار هدايت را عهدهدار باشد . ( 20 ) . شناى چهاردست و پا . ( 21 ) . سر و سينه از آب بالا مانده و دستها از زير شكم كار مىكنند . ( 22 ) . مانند قورباغه با تفاوت آن كه دست و پا جدا كار مىكند . ( 23 ) . مانند چهاردست و پا با توفير آن كه دست راست بطور كشيده به طرف چپ مايل شده و آب را به زير شكم مىدهد و دست چپ به طرف راست مىرود . ( 24 ) . شنائى جست جست كه چهاردست و پا يك باره حركت كند . ( 25 ) . از بلندى به زير آب پريدن و از نقطهء معلومى سر بيرون آوردن . ( 26 ) . شنائى كه همهء آن در زير آب انجام گيرد . ( 27 ) . چيزى را در آب افكندن كه شناگر آن را يافته بازگرداند . ( 28 ) . شناى مارپيچ كه براى بازىهاى فرار از چنگ حريف مانند جا خالى دادن به كار مىرود .